تبليغاتX
خود زنی با چاقوی لیزری

خود زنی با چاقوی لیزری

اگر بگویم دوساعت چاقو کشی کم گفته ام

رسیده ام به اینجا

که تمام راههای رفته و نرفته اشتباه و اشتباه تر نرفته و رفته .

این هم اشتباه که باز گیر داده ام به اشتباه و اشتباه تر اینکه باز گیر کرده ام در رفته و نرفته .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 1:10  توسط بهمن ساکی  | 

 

چقدر شیرین و چقدر شیرین کلمات را در دهان می چرخاند

از او می پرسم چند کلاس درس خوانده ای . می گوید :

اگر شب ها می ذاشتن از روی آسمون بخوونم

اگه صبح ها مجبورم نمی کردن بخوابم

اگه می ذاشتن خوابامو نعریف کنم .

می تونستم  دبیرستانو تموم کنم .

اونوقت نمی ذاشتم این همه آدم دیوونه بشن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 13:59  توسط بهمن ساکی  | 

 

عاقل ترین و راستگو ترین آدم هایی که این روزها می بینم ساکنان محترم بخش اعصاب و روان بیمارستان  ............   هستند

 آنچه را دوست دارند انجام می دهند و آنچه را باید بگویند بدون واهمه می گویند .

 کارهایی را از آن باز داشته شده اند با جسارت انجام می دهند

و می گویند حرف هایی را  که دیگران جرات گفتن اش را ندارند . 

مثل مثالی که می خواستم از رفتار و گفتار صادقانه آنها بزنم اما از گفتنش می ترسم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 18:53  توسط بهمن ساکی  | 

 

 

درود و لعنت بر تلفن های قطع .

هم از شبکه دور بودم و هم به کارهایم رسیدم .

گویا بالاخره رئیس مخابرات پذیرفته است که مدیر برنامه های من باشد و برنامه ها و اولویت های کاری ام را رله کند . این یعنی خدمات ویژه ای که یک سازمان در حد اعلی می تواند ارائه کند.

 

خدمات رسانی 

 رساندن خدمات 

به  خدمت رسیدن

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 16:14  توسط بهمن ساکی  |